کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نامه

1

مادر! گناه زندگیم را به من ببخش

زیرا اگر گناه من این بود ، از تو بود

2

هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم

اما ترا به راستی از زادن چه سود ؟

3

4

در دل مگو که از تو و رنج تو آگهم

هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار

5

هرگز فریب چهره ی آرام من مخور

هرگز سر از سکوت مدامم گران مدار

6

7

من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ

من آتشم که در تو نگیرد شرار من

8

دردم یکی نبود که زودش دوا کنی

آن به که دل نبندی ازین پس به کار من

9

10

مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام

کز هر چه بگذری ، نتوانی بدو رسید

11

زان پیشتر که مرگ تنم در رسد ز راه

مرگ دلم ز مردن صد آرزو رسید

12

13

هر شب که در به روی من آهسته وکنی

در چشم خوابنک تو خوانم ملامتت

14

گویی به من که باز چه دیر آمدی ، چه دیر

بس کن خدای را که تبه شد سلامتت

15

16

از بیم آنکه رنج ترا بیشتر کنم

می خندمت به روی و نمی گویمت جواب

17

مادر! چه سود ازین که بهم ریزم این سکوت ؟

مادر ! چه سود از این که براندازم این نقاب ؟

18

19

تا کی بدین امید که ره در دلم بری

بندی نگاه خود به نگاه خموش من ؟

20

تا کی همین که حلقه ب در آشنا کنم

آهنگ گامهای تو اید به گوش من ؟

21

22

مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام

درد مرا مپرس و گناه مرا ببخش

23

دانی ، خطای بخت من است آنچه می کنم

پس این خطای بخت سیاه مرا ببخش

24

25

مادر ! تو بی گناهی و من نیز بی گناه

اما سزای هستی ما ، در کنار ماست

26

از یکدگر رمیده و بیگانه مانده ایم

وین درد ، درد زندگی و روزگار ماست

متن شعر کپی شد.