سایر · نادر نادرپور
گریز
1
گر بایدم گشود دری را
وقت است و صبر بیشترم نیست
2
خواهم رها کنم قفسم را
بدبخت من که بال و پرم نیست
3
4
دل زانچه هست و نیست بریدم
تنها غم گریختنم هست
5
خواهم سفر کنم به دیاری
کانجا امید زیستنم هست
6
7
تنها و بی پناه و سبکبار
سرگشته در سیاهی شب ها
8
گاهی به دل امید تکاپوی
گاهی سرود تازه بلبل ها :
9
10
گویم منم رها شده از عشق
گویم منم جدا شده از یار
11
خواهم که از تو هم بگریزم
ای شعر ، ای امید دل آزار
12
13
بر چنگ من نمانده سرودی
کز مرگ و غم نشانه ندارد
14
چنگم شکسته به که همه عمر
یک بانگ شادمانه ندارد
15
16
زین پس به چنگی ار فکنم دست
جز نغمه ی نشاط نسازم
17
بیهوده نقد زندگیم را
در پیشگاه مرگ نبازم
18
19
دیگر بس است این همه ماندن
بر لب ترانه ی سفرم هست
20
خواهم رها کنم قفسم را
خوشبخت من که بال و پرم هست !