سایر · نادر نادرپور
تیغ دو سر
1
تو آن دره ی سبز بی آفتابی
که مه بر سر افشاندت نو بهاران
2
تو فریاد مرغابی جفت جویی
که پر می گشاید به دنبال یاران
3
4
تو ابری ، تو آن ابر اندوهگینی
که اشکی به رخساره ی کوه پاشی
5
تو خورشید بیمار پیش از غروبی
که بر خاطرم گرد اندوه پاشی
6
7
تو پیشانی کوهساران صبحی
که تاجی است از خنده ی آفتابت
8
تو گهواره ی شاخساران مستی
که هر دم نسیمی دهد پیچ و تابت
9
10
ترا از جهانی دگر می شناسم
ترا شیر داد از ازل دایه ی من
11
درین تیره شب ها که فردا ندارد
تو فانوسی و عشق تو ، سایه ی من
12
13
خدا این دو دل را به تیغی دو سر دوخت
ازین یک ، رهایی نداد آن دگر را
14
طلسم است و ، با اشک نتوان زدودن
ازین تیغه ی سرد ، خون جگر را