کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

چراغی در شب دریا

1

باری به دوش داشتی از دور دست ها

2

باری پر از غرور و درستی

3

باری که دسترنج کمال و کلام بود

4

تصویری می کشیدی بر پرده ی سپید

5

تصویری از همیشه و هرگز

6

تصویر ناتمام تو ، نقش تمام بود

7

افسانه می سرودی با لفظ ناشناس

8

لفظی نقابدار معانی

9

بدرود در کلام تو ، عین سلام بود

10

در لحظه ی هجوم جوانی

11

زخمی به سینه یافتی از هجر آفتاب

12

زخمی که لطمه هاش پس از التیام بود

13

شب را همیشه دشمن خود می شناختی

14

اما ، به نیروز میانسالی

15

مغز تو را ستاره مسخر کرد

16

این انتقام شب بود ، این انتقام بود

17

آه ای برادر ، ای به سفر رفته

18

گویی ترا ز بندر پنهان صدا زدند

19

شاید که گمرهان شب دریا

20

حاجت به نور سرخ چراغ تو داشتند

21

آری ، چراغ قلب تو یاقوت فام بود

22

متن شعر کپی شد.