سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
اعتراف
1
بی اعتماد زیستن
2
این سان به آفتاب
3
بی اعتماد زیستن
4
این سان به خاک و آب
5
بی اعتماد زیستن
6
این سان به هر چه هست
7
از آن همه شقایق بالند در سحر
8
تا این همه درخت گل کاغذین
9
که رنگ
10
بر گونه شان دویده و
11
بگرفته جای شرم
12
بی اعتماد زیستن
13
این سان به چشم و دست
14
در کوچه ای که پاکی یاران راه را
15
تنها
16
در لحظه ی گلوله ی سربی
17
در اوج خشم
18
تصدیق می توان کرد
19
آن هم
20
با قطره های اشکی در گوشه های چشم
21