سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
همت بلند
1
شد مدتی و یاد تو شد همنشین مرا
دارد وفای او همه جا شرمگین مرا
2
جز داغ او که گرم گرفته ست با دلم
یک تن نداشت پاس محبت چنین مرا
3
فیض وصال یار به تردامنان رسد
این ماجرا ز شبنم و گل شد یقین مرا
4
آن خار خشک سینه دشتم که فیض ابر
نسترد گرد حسرت و غم از جبین مرا
5
کردی به سان قامت فواره ام نگون
ای همت بلند زدی بر زمین مرا