محمدرضا شفیعی کدکنی
زمزمه ها
محمدرضا شفیعی کدکنی / زمزمه ها
فهرست متن
اشعار و آثار
1آرزوسایربه جان جوشم که جویای تو باشم←2زمزمه هاسایرای نگاهت خنده مهتاب ها←3یک مژه خفتنسایردارم سخنی با تو و گفتن نتوانم←4آه شبانهسایردست به دست مدعی شانه به شانه می روی←5مشکل عقلسایربی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی←6در آستان عشقسایرآن را که در هوای تو یک دم شکیب نیست←7روزن قفسسایرتو را چو با دگران یار و همنفس بینم←8اشک زبان بستهسایرکاش سوی تو دمی رخصت پروازم بود←9سبوی شکستهسایرشعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم←10سوخته خرمنسایرگر به گلگشت چمن می روی از من یاد آر←11گرمی افسانهسایرخلوت نشین خاطر دیوانه ی منی←12شهادتگاه شوقسایرصد خزان افسردگی بودم بهارم کرده ای←13کمینگاه جنونسایردر اینجا کس نمی فهمد زبان صحبت ما را←14سپیده آیینه هاشعر سپیدچنین که جلوه کنان درکنار آینه ای←15همت بلندسایرشد مدتی و یاد تو شد همنشین مرا←16راه باطلسایرمن می روم ز کوی تو و دل نمی رود←17در بر رخم مبندسایرباز از جنون عشق به کوی تو آمدم←18خضر راهسایرهر که تاب جرعه ای جام جنون بر دل نداشت←19بیابان طلبسایرساغرم ایینگی کرد و جهانی یافتم←20مپسندسایرآن روز که در عشق سرانجام بمیرم←21آیینه بختسایرتو می روی و دیده من مانده به راهت←22پاکبازی شبنمسایرگر شادی وصال تو یک دم نمی رسد←23تو مروسایراز کنار من افسرده تنها تو مرو←24مگذر از منسایرمگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم←25آیینه شکستهسایراشکیم و حلقه در چشم کس آشنای ما نیست←26کاروان سایهسایرزان درین محفل چو نی ما را نوایی برنخاست←27روشن دلانسایرگر چشم بامداد به خورشید روشن است←28دیشبسایردوش از همه شب ها شب جان کاه تری بود←29همچو شبنمسایرتا ز دیدار تو ای آرزوی جان دورم←30دولت بیدارسایروه چه بیگاه گذشتی نه کلامی نه سلامی←