سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
اشک زبان بسته
1
کاش سوی تو دمی رخصت پروازم بود
تا به سوی تو پرم بال و پری بازم بود
2
یاد آن روز که از همت بیدار جنون
زین قفس تا سر کویت پر پروازم بود
3
دیگر کنون چه کنم زمزمه در پرده عشق
دور از آن مرغ بهشتی که هماوازم بود
4
همچو طوطی به قفس با که سخن ساز کنم
دور از آن آینه رخسار که همرازم بود
5
خواستم عشق تو پنهان کنم و راه نداشت
پیش این اشک زبان بسته که غمازم بود
6
رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور
که نگاهت مدد طبع سخن سازم بود