کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شرمنده برق

1

در سیر طلب رهرو کوی دل خویشم

چون شمع ز خود رفتم و درمنزل خویشم

2

جز خویشتنم نیست پناهی که در این بحر

گرداب نفس باخته ام ساحل خویشم

3

در خویش سفر می کنم از خویش چو دریا

دیوانه دیدار حریم دل خویشم

4

بر شمع و چراغی نظرم نیست درین بزم

آب گهرم روشنی محفل خویشم

5

در کوی جنون می روم از همت عشقش

دلباخته ی راهبر کامل خویشم

6

با جلوه اش از خویش برون آمدم و باز

آیینه صفت پیش رخش حایل خویشم

7

خاکستر حسرت شد و بر باد فنا رفت

شرمنده برق سحر از حاصل خویشم

متن شعر کپی شد.