غزل · احمد پروین
کالسکه تدبیر
1
من به مهمانی نرگس می روم جانم بیا
آنچنان باشی که می دانی و می دانم بیا
2
با لباس اهل نامردی اگر هستی برو
لخت اگر چون من که یک عمر است عریانم بیا
3
ادعای عقل اگر داری ارسطویی برو
مثل من هستی اگر وقتی که نادانم بیا
4
پای اگر بند هوس داری نمی مانم برو
پیش دل داری گرو یک دست می مانم بیا
5
من درایت خیز مشکل سوز هستی می شوم
صبح غم ، کالسکۀ تدبیر می راند بیا