کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

سرو

1

منم سروی که می مانم در این باغ زمستانی

ندارم از خزان وحشت نه منت از بهارانی

2

پناه بلبلان وقتی که گل می راندش از خود

پناه عاشقان بودن مرا یعنی مسلمانی

3

ندارم میوه چون شاید ، به ذهن باغبان آید

که در تعظیم او دارم کمر خم از پریشانی

4

دلم خوش می شود وقتی که عشاق نگون بختی

به زیر سایه ام از خود بگویند آنچه می دانی

5

سرم بر آسمان شاید ، خدا بر شاخ من آید

بپرسم این بشر آیا تو را هم کرده زندانی ؟

6

بیا در باغ سر مستی ، بفرما هر کجا هستی

ولی با کس نگو هرگز بیا بسیار پنهانی

7

خدایا گرچه سروستم و قامت راستین استم

ولی خم می کند پشتم جنایت های انسانی

متن شعر کپی شد.