غزل · احمد پروین
مرگ یار
1
از انجماد مطلق احساس خسته ام
از مرگ ناگهانی یک یاس خسته ام
2
تاکی به قیمت دل من می توان کشید
بر گردن هوس گل الماس خسته ام
3
در انزوای ظلمت بسیار نیمه شب
من از هجوم وحشت وسواس خسته ام
4
باید پناه برد به پروردگار عشق
از لحظه های بی ملک الناس خسته ام