غزل · احمد پروین
خلوت نشین
1
هرگز نه من ، همیشه تو ، اما برای من
آغاز من میانه ی من ، انتهای من
2
می خندم از حلاوت رویای وصل تو
درد فراق می چکد از های های من
3
مست قنوت ، دست دعا خیز خسته ام
سر بر زمین سجده به پای تو پای من
4
در حیرت است چشم فریبای خوب تو
در سفرۀ نگاه تو از اشتهای من
5
خلوت نشین کوچۀ هیهات می شوم
شاید سکوت سر کشد از انزوای من