غزل · احمد پروین
عالم مستی
1
من در بدر خویشم حیران معمایم
عمریست که مجنونم چندیست که رسوایم
2
رخساره چو از مستی پر شور و شرر باشد
آیینه نمی گوید آنقدر که زیبایم
3
ای ساقی دیوانه پر کن دو سه پیمانه
هیها کن و هیها کن من باز همی آیم
4
در عالم سر مستی اسرار همه هستی
در خلوت اشعارم در معنی آوایم