غزل · احمد پروین
روستای تنهایی
1
مقصدم روستای تنهایی است
جاده ها سنگلاخ رسواییست
2
کوچ مردان آفتابی عشق
تا فراسوی شرق داناییست
3
تا رسیدن به کوچه های خدا
دشت اخلاص و کوچ شیدایست
4
سربداران خسته می آیند
هر کجا جمع بی سرو پاییست
5
در لب پاک دختران بهشت
شعر من آیه های رویاییست