غزل · احمد پروین
عروج
1
عیار عشق تو چند است دلبرم می گفت
دلم به پای که بند است دلبرم می گفت
2
دلم نه لایق عشق است پیش موی بتان
کم است یا به کمند است دلبرم می گفت
3
کجاست فرصت تقصیر در نوازش باغ
بهار رو به گزند است دلبرم می گفت
4
بها نمی دهد اینجا کسی به ناز غزل
غزل بلوغ چرند است دلبرم می گفت
5
حدیث حضرت مجنون و شرح حال فراق
هزار تجربه پند است دلبرم می گفت
6
بحیله ره نتوان برد تا کرانه عرش
عروج کار سپند است دلبرم می گفت