کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شوکران

1

عمر کوتاه بسر شد و نیاورد کسی

زخم جان سوز مرا مرهم فریاد رسی

2

آنکه پنداشته بودم که رفیقم باشد

استخوانم به گلو ، چشم مرا بود خسی

3

من در این فاجعه زاری که جهانش نامند

شوکران خورده ام از ساغر هر دوست بسی

4

مهلت رفتن از این منزل فانی به سر آ

بشنوم کاش ز ناقوس اجل من جرسی

5

مبتلا بوده ام من از اول خلقت به بلا

بر نیامد همه عمرم به حلاوت نفسی

متن شعر کپی شد.