مثنوی · احمد پروین
رقص آتش
1
رقص آتش در دلم افتاده است
شعله ها در محفلم افتاده است
2
اندکی خوردم ، می نابم گرفت
روی بالشت خدا خوابم گرفت
3
شعله از من فرصت خواهش کشید
روی چشمم طرح آرامش کشید
4
آتش از نی بود در جانم فتاد
جوشش می توی عرفانم فتاد
5
شعله با من رقص هیها می کند
کوک تصنیف مرا وا می کند
6
شعله می سوزد اگر در من غم است
هر چه بودم سوخت اما نه کم است
7
من کباب آتش دل می شوم
کیمیای حل مشکل می شوم
8
لخت آتش می شوم ، عریان آب
می کنم خاکستر خود را کباب
9
روی قاف عشق ، آتش دیده ام
شهرت سیمرغ را دزدیده ام