غزل · وحدت کرمانشاهی
غزل شماره ۱۲ - بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها...
1
بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها
بیحاصلی ست حاصل این قیل و قالها
2
حالی اگرچه رند خرابات خانه ایم
لیکن فقیه مدرسه بودیم سالها!
3
یعنی بمی ز آینۀ دل زدوده اند
رندان کوی میکده ام، زنگ نالها(۱)
4
از کوهکن نشان وز مجنون خبر دهند
گلها ولاله های تلال و جبالها
5
جانا قسم بجان عزیزت که تا سحر
شبها بیاد روی تو دارم، خیالها
6
آن خالهای لعل لب دلفریب دوست
گویی نشسته بر لب کوثر، هلالها
7
وحدت کمال عشق چو در بی کمالیست
تکمیل عشق کرد و گذشت از کمالها