کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳ - ز دست عقل برنجم بیار جام شراب...

1

ز دست عقل برنجم بیار جام شراب

بنای عقل مگر گردد از شراب، خراب

2

برو بکوی خرابات، می پرستی کن

که این کلید نجاتست و آن طریق صواب

3

لطیفه های نهانی رسد بگوش دلم

ز صوت بر بط و آهنگ چنگ و بانگ رباب

4

بیک تجلی حسن ازل، ز بحر وجود

شد آشکار هزاران هزار شکل حباب

5

جهان و هرچه در او هست، پیش اهل نظر

نظیر خواب و خیالست، عکس ظل تراب

6

عجب مدار که شب تا بصبح بیدارم

عجب بود که درآید بچشم عاشق خواب

7

قرار و صبر ز عاشق مجو که نتواند

بحکم عقل محالست جمع آتش و آب

8

بیا و این من و ما را تو از میان بردار

که غیر این من و ما نیست در میانه حجاب

9

نبوده بی می و معشوق سالها، وحدت

بدور لاله و گل، روزگار و عهد شباب

متن شعر کپی شد.