کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴ - عشق بیکسو فکند پرده چو از روی ذات...

1

عشق بیکسو فکند پرده چو از روی ذات

شد ز میان غیر ذات، جملۀ فعل و صفات

2

هر من و مائی که هست میرود اندر میان

چونکه بآخر رسید، سلسله ی ممکنات

3

دست ز هستی بشوی، تا شودت روی دوست

جلوه گر از شش جهت، گرچه ندارد جهات

4

همرهی خضر کن، در ظلمات فنا

ورنه بخود کی رسی، در سر آب حیات

5

هر که به لعل لبش، خضر صفت پی برد

یافت حیات ابد، رست ز رنج و ممات

6

سر بارادت بنه در قدم رهروی

کز سخن دلکشش، حل شودت مشکلات

7

بعد چهل سال زهد، وحدت پرهیزگار

ترک حرم کرد و گشت، معتکلف سومنات!

متن شعر کپی شد.