کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵ - هر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست...

1

هر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست

هر بنایی که خراب از تو شود، آبادست

2

رو بویرانه ی عشق آر و برو در بربند

عقل را خانه ی تعمیر که بی بنیادست

3

کمر بندگی عشق نبندد به میان

مگر آن بنده که از بند جهان آزادست

4

من اگر رندم و بدنام، برو خرده مگیر

ز آنکه هر خوب و بدی از ادب استادست

5

پنجه در پنجه ی تقدیر نشاید افکند

ز آنکه بازوی قضا سخت تر از فولادست

6

دامن دشت گر از ناله ی مجنون خالیست

کمر کوه پر از زمزمه ی فرهادست

7

روزگاریست که بی روی تو کار من و دل

روز، افغان و سحر، ناله و شب، فریادست

8

پیش سجاده نشینان سخن از باده مگوی

زاهد و ترک ریا، غایت استبعادست(۱)

متن شعر کپی شد.