کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶ - بکیش اهل حقیقت کسی که درویش ست...

1

بکیش اهل حقیقت کسی که درویش ست

بیاد روی تو مشغول و فارغ از خویش ست

2

ز پوست تخت و کلاه نمد مکن منعم

که در دیار فنا، تخت و تاج درویش ست

3

به تیر غمزه و نازت زهر کناره بسی

بخون طپیده چو من سینه چاک و دلریش ست

4

رموز رندی و مستی به شیخ شهر مگوی

که این منافق دور از خدا، بداندیش ست

5

هوای کوی خرابات و آب میخانه

به از هوای دزآشوب و آب تجریش ست

6

بشوی دست ز دنیا و پند من مینوش

که مهر او همه کین است و نوش او نیش ست

7

ترا چه آگهی از حال مست مخموریست

که شحنه اش بود اندر پس و عسس پیش ست

8

من و خیال سلامت ازین سفر، هیهات

که خصم ورهزنم آن در پی است و این پیش ست

9

ز کس مرنج و مرنجان کسی ز خود وحدت

که این حقیقت آیین و مذهب و کیش ست

متن شعر کپی شد.