غزل · وحدت کرمانشاهی
غزل شماره ۲۰ - مقصد من خواجه مولای من است...
1
مقصد من خواجه مولای من است
توشه ی من نیز تقوای من ست
2
در مناجاتم چو موسی با اله
خلوت دل، طور سینای من ست
3
می روان مرده ام را زنده کرد
آری آری، می مسیحای من ست
4
گاه گاهی این رکوع و این سجود
کلمینی یا حمیرای من ست
5
دامن تدبیر را دادم ز دست
رشته ی تقدیر، در پای من ست
6
حسن لیلی جز یکی مجنون نداشت
عالمی مجنون لیلای من ست
7
نفی من شد باعث اثبات من
خواجه در لای من الای من ست
8
نشاه ی ناسوتم اندر خور نبود
عالم لاهوت، ماوای من ست
9
نام نیکت ذکر صبح و شام ماست
یادرویت ذکر شبهای من ست
10
ره بخلوتگاه وحدت یافتم
وحدتم، فوق گمان، جای من ست