کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴ - دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد...

1

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد

چو شبروان، سرو کارش بشام تار افتاد

2

هوا عبیر فشان شد، مگر گذار سبا

بزیر حلقه ی آن زلف مشکبر افتاد؟

3

بدام زلف تو تنها نه من گرفتارم

درین کمند بلا، همچو من،هزار افتاد

4

دگر نه پای طلب دارم و نه دست سبب

که آن بماند ز رفتار و این ز کار افتاد

5

فغان و ناله برآمد ز بلبلان چمن

بباغ، دامن گل چون بدست خار افتاد

6

هوای طوبیم از سر برفت، خواجه مرا

بسر چو سایه ی آن سرو جویبار افتاد

7

ز دست شاهد شیرن دهان شکر لب

بکام طبع، می تلخ، خوشگوار افتاد

8

کسی که عشق نورزید و ذوق می نچشید

درین زمانه، عزیزان از چشم یار افتاد

9

مگوی نکته ی توحید را بکس وحدت

ازین معامله منصور خود بدار افتاد

متن شعر کپی شد.