غزل · وحدت کرمانشاهی
غزل شماره ۲۶ - بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد...
1
بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد
خدمتش از دل و جان دردوجهان خواهم کرد
2
بردم تیغ غمش، سینه سپر خواهم کرد
پیش تیر نگهش دیده، نشان خواهم کرد
3
پای بر تخت جم و افسر کی خواهم زد
سر، فدا در قدم پیر مغان خواهم کرد
4
گردهر گوشه ی ویرانه بجان خواهم گشت
کنج دل، مخزن هر گنج نهان خواهم کرد
5
بی رخ دوست دگر خون جگر خواهم خورد
دیده را ساغر پیمانه ی آن خواهم کرد
6
سالها در ره عشق تو قدم خواهم زد
عمرها نام تو را ورد زبان خواهم کرد
7
مهر روی تو دگر جای بدل خواهم داد
غم عشق تو دگر مونس جان خواهم کرد
8
وحدتا گفت ترا از برخود خواهم برد
گفتمش خون دل از دیده روان خواهم کرد