غزل · وحدت کرمانشاهی
غزل شماره ۲۷ - ترک من از خانه بی حجاب برآمد...
1
ترک من از خانه بی حجاب برآمد
ماه صفت از دل سحاب برآمد
2
عاقبتم شد وصال دوست میسر
دیده ی بختم دگر ز خواب برآمد
3
عشق ندانم چه حالتست که از وی
ساحت دریا باضطراب برآمد؟
4
لوح چو پذرفت نام عشق دل و جان
در بر گردون به پیچ و تاب برآمد
5
این همه شور محبتست که هر دم
بانگ نی و ناله ی رباب برآمد
6
می بقدح ریخت از گلوی صراحی
صبح بخندید و آفتاب برآمد
7
تربت منصور چون رسید بدریا
نقش اناالحق ز موج آب برآمد
8
بحر حقیقت نمود جنبشی از خویش
موج پدید آمد و حباب برآمد
9
شاهد مقصود وحدت از رخ زیبا
پرده برافکند و بی نقاب برآمد