غزل · وحدت کرمانشاهی
غزل شماره ۲۸ - هرکه از تن بگذرد جانش دهند...
1
هرکه از تن بگذرد جانش دهند
هرکه جان در باخت جانانش دهند
2
هرکه در سجن ریاضت سرکند
یوسف آسا مصر عرفانش دهند
3
هرکه گردد مبتلای درد هجر
از وصال دوست درمانش دهند
4
هرکه نفس بت صفت را بشکند
در دل آتش، گلستانش دهند
5
هرکه برسنگ آمدش مینای صبر
کی نجات از بند هجرانش دهند؟
6
هرکه گردد نوح عشقش ناخدا
ایمنی از موج طوفانش دهند
7
هرکه از ظلمات تن، خود بگذرد
خضر آسا آب حیوانش دهند
8
هرکه بی سامان شود در راه عشق
در دیار دوست، سامانش دهند
9
هرکه چون وحدت به بیسوراه یافت
سر «القلب عرش رحمانش» دهند