کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳ - زاهد خودپرست کو، تا که ز خود رهانمش...

1

زاهد خودپرست کو، تا که ز خود رهانمش

درد شراب بیخودی از خم هو، چشانمش؟

2

گر نفسم باو رسد در نفسی، بیک نفس

تا سر کوی میکشان، موی کشان کشانمش!

3

زهد فروش خود نما، ترک ریا نمی کنند

هرچه فسون دمیدمش، هرچه فسانه خوانمش

4

هرچه بجز خیال او، قصد حریم دل کند

در نگشایمش برو، از در دل برانمش

5

گر شبکی خوش از کرم، دوست درآید از درم

سر کنمش نثار ره، جان بقدم فشانمش

متن شعر کپی شد.