کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱ - با توسن خیال بهر سو شتافتیم...

1

با توسن خیال بهر سو شتافتیم

از دوست، غیر نام و نشانی نیافتیم

2

دلبر نشسته در دل و ما بیخبر ازو

بیهوده کوه و دشت و بیابان شتافتیم

3

گفتیم ترک صحبت ابنای روزگار

مردانه وار روی دل از جمله تافتیم

4

معلوم شد که میکده و خانقه یکی ست

این نکته را چو اصل حقیقت شکافتیم

5

شدعاقبت کفن بتن آن جامه ای که ما

از پود مهر و تار وفای تو یافتیم

6

یلکره عدم شدیم پس از مشرق وجود

خورشید وار بر همه آفاق تاختیم

7

وحدت اگرچه در سخن سفته ای ولیک

کوتاه کن که قافیه دیگر نیافتیم

متن شعر کپی شد.