کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲ - دی مغبچه ای گفت که ما مظهر یاریم...

1

دی مغبچه ای گفت که ما مظهر یاریم

سر تا بقدم آینه ی روی نگاریم

2

ما نقطه ی پرگار وجودیم ولیکن

گاهی بمیان اندرو گاهی بکناریم

3

ما سراناالحق بجهان فاش نمودیم

منصور صفت رقص کنان بر سر داریم

4

ما بار بسر منزل مقصود رساندیم

ای خواجه دگر اشتر بگسسته مهاریم

5

در هیچ قطاری دگر ای قافله سالار

ما را نتوان یافت که بیرون ز قطاریم

6

تا باد بهم بر زند آن زلف پریشان

آشفته و سرگشته و بی صبر و قراریم

7

تا در چمن حسن گل روی تو بشکفت

شوریده و شیدا و پریشان چو هزاریم

8

چون در نظر دوست عزیزیم غمی نیست

هرچند که در چشم خلایق همه خواریم

9

وحدت صفت از نشئه ی صهبای محبت

مستیم ولی بی خبر از رنج خماریم

متن شعر کپی شد.