کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳ - خیز و رو آور بمعراج یقین...

1

خیز و رو آور بمعراج یقین

بی براق و رفرف و روح الامین

2

نیستی معراج مردان خداست

نیست معراج حقیقت غیر از این

3

سرنوشت عاشقان یکسر بلاست

عشق شد با درد و با محنت قرین

4

در حقیقت جمع آب و آتش است

لاف عشق و آگهی از کفر و دین

5

دست زن بر دامن دیوانگی

دور کن از خویش عقل دوربین

6

دیده ی خودبین خدابین کی شود

گفتمت رمزی برو خود را مبین

7

دل در آن چاه زنخدان پا نهاد

شد فلاطون محبت، خم نشین

8

عاشق آن باشد که نشناسد زهم

جنگ و صلح و لطف و قهر و مهر و کین

9

بی تو باشد عاشقان را صبح و شام

ناله ی جانسوز و آه آتشین

10

گفتگوی عاشق از علم است و ظن

های و هوی عارف از عین الیقین

11

چنگ زن در حلقه ی زلف بتان

تا بیابی معنی حبل المتین

12

غافلی غافل که صیاد اجل

با کمان کین بود اندر کمین

13

سر نگون شد تا ابد لات و منات

چون برآمد دست حق از آستین

14

هر زمانی وحدت ابراهیم وار

می سراید «لا احب الافلین»

متن شعر کپی شد.