کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶ - از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده...

1

از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده

دمی خلاصی ازین قید ننگ و نامم ده

2

دوام دور فلک بین و بیوفائی عمر

بیا و یک دو سه دوری علی الدوامم ده

3

ز دور صبح ازل تا دوام شام ابد

علی الدوام شب و روز و صبح و شامم ده

4

از آن میی که کند کسب نور و مهر و هنر

بروز روشن ازو در شب ظلامم ده

5

اگرچه از نگه چشم مست مخمورت

مدام مست و خرابم تو هم مدامم ده

6

نه بیم از عسس و نی ز شحنه ام خوف ست

بیار باده و در بزم خاص و عامم ده

7

اگرچه باده حرامست و مال وقف حلال

من این حلال نخواهم از آن حرامم ده

8

من خراب کجا و نماز و روزه کجا

سحر صراحی می در مه صیامم ده

9

ز داغ دل دگر از عشق غم فزایم کن

نه دردسر دگر از عقل ناتمامم ده

10

شب ست و وجه میم نیست یکدو جامم ده

برسم نذر و تصدق چو نیست وامم ده

متن شعر کپی شد.