غزل · شیون فومنی
امسال بهارم
1
امسال بهارم همه پاییز دگر بود
پاییز که خوبست غم انگیز دگر بود
2
در هیچ دلی سوز مرا خوش ننشاندم
این غمزده را با همه پرهیز دگر بود
3
گل بی تو دماغ چمنی تازه نمی کرد
انگار پس پنجره پاییز دگر بود
4
چون باد من از غنچه دهانی نگذشتم
بی پرده گل بوسه ی تو چیز دگر بود
5
بزمی نتوانست بگیرد عطش از من
این جام تهی آمده لبریز دگر بود
6
شورم همه شهناز و عراقم همه عشاق
با باربدم ماتم شبدیز دگر بود
7
غم بر سر پا بود و به میدان صبوری
دستم به گریبان گلاویز دگر بود
8
شمسم همه تنهایی و من رومی اندوه
گیلان مصیبت زده تبریز دگر بود