کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

می خزی در پس اوهام

1

ای دوست که ظرفیت دریا داری

تو به اندازه ی تنهایی من جا داری

2

می شود از ستم ثانیه ها در تو گریخت

غفلت قله فراموشی صحرا داری

3

هرچه جاریست پر از سرکشی سایه ی توست

خلوت نخلی و از زمزمه خرما داری

4

همه با اهل نظر چشم تو جز راست نگفت

نفسی شسته تر از آینه ی ما داری

5

آسمانگیر تر از پنجره بودیم و گذشت

مگرم باز به پرسیدن گل واداری

6

به دو چشمت که در آیینه ی آفاق خیال

مثل پرواز دو گنجشک تماشا داری

7

در منش ریز که چون جام، تمامی دهنم

در سبوی نفست خلسه دوبالا داری

8

می خزی در پس اوهام همه کودکی ام

هله خلخال مه خاطره در پا داری

9

مدد از باطن آن پیر بگیرم که ستوده

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

متن شعر کپی شد.