غزل · شیون فومنی
همیشه اسم زنی
1
همیشه اسم زنی را بهانه می کردم
ترا_قصیده اگرنه, ترانه می کردم
2
به کوچه باغ ترنم ترا ترا ای عشق
ترا خطاب به نامی زنانه می کردم
3
غروب بود و غزل بود و غربت قایق
من آن میانه کنارت کرانه می کردم
4
حریف میکده تعریز می شد_اما من
به باغ چشم تو انگور دانه می کردم!
5
چه ریخت در جگرم دست غیرت افروزت؟
که سیل خون به دل تازیانه می کردم
6
به جنگلی که خیال خدا پریشان بود
هزار شاخه ترا آشیانه می کردم
7
نسیم بوسه نبود_از پرنده پرسیدم_
نوازش نفست را جوانه می کردم
8
از اینکه خواستنی تر کنم خیال ترا
همیشه اسم زنی را بهانه می کردم