سایر · خسرو گلسرخی
با این غرور بلندت ...
1
در بقعه های ساکت بودن ،
2
همراه خوب من
3
آن شال سبز کبر را
4
به دور بیفکن
5
و با تمامی وسعت انسانیت بگو
6
که ما باغی ایم
7
باغی چنان بزرگ و سبز
8
که دنیا
9
در زیر سایه اش -
10
خواب هزار ساله ی خود را
11
خمیازه می کشد .
12
در بقعه های خامش بودن
13
از جوار ضریح
14
چندی است
15
طنین ضربه ی برخاستن بزرگ تو را نمی شنوم
16
همراه خوب من
17
از پله های بلند غرورت
18
بگیر دست مرا
19
تا قلب شب بشکافیم
20
و با ردای سپیده
21
به رقص برخیزیم ...
22
*
23
همراه خوب من
24
با این غرور بلندت
25
در سرزمین یائسه ها
26
تو تمامی خود نرفته ای بر باد ...
27
اینک
28
به ریزش رگبار سرخگونه ی خنجر ،
29
دست مرا بگیر
30
تا از پل نگاه صادقانه ی مردم
31
به آفتاب
32
سفر کنیم ...