سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
رسالت
1
بیقراری من و زمین؛ یقین که بی دلیل نیست.
2
3
در رسالتم - اگر که شعر من رسالتی است-
4
من همیشه از برادری
5
من همیشه از برابری
6
از برای مردم زمین کهنه، حرف می زنم.
7
حلقه بر دری همیشه می زدم؛
8
حلقه بر در بزرگ خانه ای
9
که هیچ کس در آن نبود.
10
در قیاس با تاثرم؛ زمین چه کوچک است.
11
آسمان، چه کوچک است.