سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
توده خاکستر
1
من نشسته، در کنار توده خاکستری، اما تو گویی لال، گویی کر
2
«آتشی بودم زمانی»
3
گفت با من باز
4
خاکستر.
5
6
در بیابان، شب چه سرد است...آه!
سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
من نشسته، در کنار توده خاکستری، اما تو گویی لال، گویی کر
«آتشی بودم زمانی»
گفت با من باز
خاکستر.
در بیابان، شب چه سرد است...آه!