سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
شکفتن
1
خسته، غمگین، تبدار
2
چنگ انداخته بر میله سرد
3
شاهد فاجعه ای است
4
یک پرنده که میان قفسی می نالد.
5
6
در حیات خاموش
7
در میان دو قراول
8
یک گل
9
می رود تا بشکوفد بر دار.
سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
خسته، غمگین، تبدار
چنگ انداخته بر میله سرد
شاهد فاجعه ای است
یک پرنده که میان قفسی می نالد.
در حیات خاموش
در میان دو قراول
یک گل
می رود تا بشکوفد بر دار.