سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
یادبود
1
از خود
2
هزاران یادبود تلخ را
3
بر جای
4
شب می گذارد، می رود آخر.
5
6
وقتی که با لبخند خود خورشید می آید
7
از این خراب آباد، بی تردید
8
با شب پره، شب می رود آخر.
سایر · کامبیز صدیقی کسمایی
از خود
هزاران یادبود تلخ را
بر جای
شب می گذارد، می رود آخر.
وقتی که با لبخند خود خورشید می آید
از این خراب آباد، بی تردید
با شب پره، شب می رود آخر.