سایر · بهرام سالکی
۰۳ - آب حیات
1
عارف ار مست باده و یار است
مستی ما به چای و سیگار است
2
حق کند حفظ این دو از آفات
حق اینان ، به بنده بسیار است
3
دود این یک ، مفرح دل و جان
طعم آن یک ، شفای بیمار است
4
بی چنین دود ،کار شش مغشوش
بی چنان طعم ، حال تن زار است
5
هر که آید به دیدنم ، بی چای
گو میاید ، اگر چه دلدار است
6
ما و چایی و خضر و آب حیات
هر که بر دلبری گرفتار است
7
8
***************************
9
سال ۱۳۸۱