کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

صفحه ای از حشر و نشر

1

چون گل آمد صحن بستان؛ محشری بر پا نمود

صور اسرافیل بلبل هم در آن غوغا نمود

2

نغمه ی بلبل چو شور افکن شد اندر باغ گل

چشم عالم را به نور دلبری بینا نمود

3

عشق گل، درجان بلبل در زمستان هم نمرد

بلبل اندر شاخ سنبل راز خود افشا نمود

4

شد نمادی از قیامت رجعت گل در زمین

یاد احوال قیامت را به دل احیا نمود

5

از کتاب خلقتش، اوصفحه ای از حشر و نشر

با سر انگشت طبیعت، پیش رویم وانمود

6

آنچه دل در باد غفلت داده بود از دست خود

اندر آیین بهاران اینچنین پیدا نمود

7

درهیاهوی زمستان جهان از دلبرم

این دلم را عشوه ای، چون بلبل شیدا نمود

8

هان! برون افتد به محشر از پس هر پرده ای

آنچه الیار اندر این دنیا به دل اخفا نمود

متن شعر کپی شد.