غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
کوچه گرد عشق
1
می به جام وجام می در دست بادا
جمله مشتاقان عالم، مست بادا
2
یار من تردست عشق است ار به عالم
دل اسیر حقه ی تردست بادا
3
ماهی حیرانم اندر آب عالم
صید جان را موی دلبر شست بادا
4
رفعت آرد بر دل وجان، شهد ساقی
هرکه جز آن را بنوشد؛ پست بادا
5
مانع آمد در ره عشقم، هواها
ز این موانع، جان ما را جست بادا
6
نیست شد اندر جهان، اوهام باطل
عشق یار اندر دل و جان، هست بادا
7
کوچه گرد عشق شد الیار عاشق
نی به رویش کوچه ای، بن بست بادا