کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

ساز عمل

1

هرکه اندر زندگی چون گل تبسم کرده است

رد غم را از دل اندر این جهان گم کرده است

2

نام وجاهی خوش بیابد در جهان وآخرت

هر که در راه خدا خدمت به مردم کرده است

3

جاودان گردد همی در خیل مه رویان عشق

هر که با ساز عمل، حق را ترنم کرده است

4

یا رب این دل را مراد از رتبت عشقت بده

عمری اندر مکتب مهرت تعلم کرده است

5

هر گلستانی مزین با فروغ روی توست

بلبل جانم تو را در گل تجسم کرده است

6

مهرت آرد بر دلم ایمان و عشقی بی بدیل

گه فراقت خاطرم را در تا لم کرده است

7

برزبان نایدگهی حرف دل اندر قاب لفظ

دل هم آن را با زبان نی تکلم کرده است

8

چون شنید الیار ازاین نی درد مظلومان؛ از آن

دامن حق را گرفته است وتظلم کرده است

متن شعر کپی شد.