کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

جام اجل

1

روزی که من زجهان جان بدر برم

جان می دهم به خدا؛ تا که جان خرم

2

جام اجل چو به سر بر کشم در آن

بینم عیان؛ که چه با خود همی برم

3

چون تیغ مرگ درد پرده ی جهان

شیرین! دمی که از این پرده بگذرم

4

روحم رود به ابد بر دیار خلد

ماند به زیر زمین جسم پیکرم

5

از نیکی ار ببرم جامه ز این جهان

آنجا خدا بنهد تاج بر سرم

6

مرگم بود در آغاز زندگی

بیچاره من! که چرا غافل از درم

7

الیار! اگر که دلت بند رحمت است

کن جامه ای به تن از بقچه ی کرم

متن شعر کپی شد.