کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

کاخ بهاران

1

درهیاهوی خزان من مویه ی گل دیده ام

گرد غم را بر رخ زیبای بلبل دیده ام

2

گر فلک دستار رحمت را ببندد بر سرم

دانه ی امید در سیمای سنبل دیده ام

3

آسمان طرفی نبندد ازره غارتگری

بند ناف ظلم را من تا ابد شل دیده ام

4

گر چه دی را بر گلستان آورد پاییز غم

من هم آن را تا بهار گل نشان پل دیده ام

5

من بهار عشق و ایمان را در این دار جفا

در علی آن تک سوار و شاه دلدل دیده ام

6

گرچه پاییز از خزان می گسترد خوان ستم

پیکر ظلم و ستم را پای در زل دیده ام

7

گر چه در ظاهر ستم پا شد به دنیا بذرخود

درنهایت ظالمان را آسمان جل دیده ام

8

کن حفاظت از گل امید اندر سینه ات

دشمن گل را در این دنیا بسی خل دیده ام

9

بردر کاخ بهاران خیمه زن الیار! تو

چون زمستان را به شوکت، گرد کاکل دیده ام

متن شعر کپی شد.