غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
صبح رحمت
1
رقص پروانه ی دل از گل گلزار تو بود
نغمه ی ساز من از صوت گهر بار تو بود
2
جلوه هایی که ببرد از کف دل هوش مرا
این همه پرتوی از صورت مه پار تو بود
3
دل غفلت زده بیدار شد از خواب، مرا
چشم بیدار دلم از دل بیدار تو بود
4
شربت جان من از نحل ارادت برسید
شهد کام دو جهان از شکر کار تو بود
5
باغ تقدیر مرا، صوت دل آرام گرفت
صوت دلبر همه از چلچله و سار تو بود
6
هرکه آمد به جهان لوح دل از دست تو برد
دور امضای وجود از سر پرگار تو بود
7
صبح رحمت بدمد تا ابدیت همه را
تابش نور دل از روزن اسحار تو بود
8
دار فرمان تو را سر بسپردم عجبا!
کاین سر افرازی جان از سر آن دار تو بود
9
خوش برآمد غزلی از دل الیار کنون
داند این هم کرمی ازدر دربار تو بود