کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

آب بقا

1

اندر اقلیم فنا آب بقا می جویم

روزنی بر جهش از دار فنا می جویم

2

دلم آشفت از این شهره ی بازاری من

چون ندانست از این شهره چه ها می جویم

3

آسمان لایتناهی است در آیینه ی عشق

من چرا بر در بیغوله خفا می جویم

4

خام ابلیس شدم تا لبه ی چاه سقوط

جان خود از لب این ورطه رها می جویم

5

خسته از توسنی نفسم و تزویر و ریا

از فضای دم جانانه هوا می جویم

6

این جهان عشوه در آورد وکلاهم بربود

ای عجب! اینکه ز مکار وفا می جویم

7

تا دل از هرزگی آرم به ره عشق وکمال

روشنایی ز تفاسیر صفا می جویم

8

تا بیارایمش این دل ببرم خانه دوست

خوشه چینم در خوبان و حنا می جویم

9

این جهان فانی و عقبی به بقای ابدیست

من خلود از در رضوان خدا می جویم

10

آرزویی ز دل خسته ی الیار بخاست

بعد از این از در میخانه نوا می جویم

متن شعر کپی شد.