کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

آهوی وفا

1

جانم ار باده ننوشد نبرد گوی وفا

کاو به تدبیر دل آورد سر از کوی وفا

2

مرغ دل هر شبه بال آرد از این بام وجود

تا که پرواز کند گرد تکاپوی وفا

3

این تلاطم ننشیند به دل اندر یم دهر

تا ننوشم قدحی از کرم جوی وفا

4

تا رسانم به کمال این دل دلبسته به یار

می برم جام گلی سوی دل از بوی وفا

5

رنگ رخساره بتابد اگرم رو نکند

بخت جانی که وزد از حرم موی وفا

6

می سپارم تن خود بر لبه ی تیغ جفا

گر خزانی به بر آید ز هیاهوی وفا

7

عشق خود می برم اندر صدف گوهر جان

تا بسنجم سر پیمان به ترازوی وفا

8

بار الها! بنشان تا به ابد بر دل ما

تیری از ناوک برخاسته از سوی وفا

9

ای خوش آنروز! که آید ز نسیمش خبری

زجواز کرم بوسه ای از روی وفا

10

دل الیار نیارامد از این کار شکار

تا نیارد به کمند خودش آهوی وفا

متن شعر کپی شد.